تبلیغات
کلینیک مشاوره و آموزش کودکان ؛ کودکان را یار باشیم نه بار..! - هوشش خوبه ها ولی نمی دونم این همه اشتباه از کجا میاد؟



میرموسوی(مسئول کلینیک)


هوشش خوبه ها ولی نمی دونم این همه اشتباه از کجا میاد؟


به پسرت میگی "تلفنم تموم شد این سه خط تموم شده باشه ها..." در حال صحبتی یه نگاه میاندازی می بینی مدادی که دستش گرفته، شده موشک، حالا رفته تو عالم بازی، صداش که می زنی به خودش میاد و نوشتن رو ادامه میده، دیگه واگذار می کنی به پدرش؛ البته اگه نسل امروزی پدر تا سر شب خونه بیاد! تازه وقتی میاد چشمای خواب آلود و ظاهری خسته احتمالا تنها برخورد تربیتی که می تونه داشته باشه اینه که چرا حرف مامانتو گوش ندادی...؟ وقتی کمی حال و هوا عوض شد و وقتی، وقت بیرون رفتن رسید، تازه بوی بدی به مشام میرسه یه جر و بحث حسابی در راهه؛

 خانم بازم تکلیفش مونده که... پس این از ظهر تا حالا چی کار می کرده.... دفتر رابطش هم که از خط و نشون کشیدن معلمش پیداست...

این یعنی دفعه اولش نیست.... گل بود و به سبزه نیز آراسته شد، حالا باید به جا افتادن تو دیکته اش هم برسی، بله دیگه وقتی از کنارش بلند میشی، بعد می بینی با خودش حرف میزنه، مدادش موشکش شده، اولش میگی طبیعت همه بچه هاست، ولی نه این که مرتب بهش سر بزنی ؟ که نه تنها با مداد که با چیز دیگه ای موشک درست نکنه؛ به هر حال وقتی رسید به سن ابتدایی باید سن و بلوغ و بلوغ زودرس و خیلی چیزای دیگه رو کنار هم قرار بدی به این میگن یک پازل خارق العاده... .

اما اگه معلمش گفت تو کلاس هم خیلی میره تو رویا و در طول 45 دقیقه کلاس مرتب تذکر میگیره، دیگه قضیه جدی شده،

بابا :خب دیگه چه دست گل هایی به آب داده؟

مامان : تو یه دیکته اش 3 تا غلط داره تو یکی دیگه 12 تا، امروزم خیلی خوب نوشته فقط 5 تا

بابا صداش در میاد: خانم این که دست خطش خونده نمیشه بیچاره معلم چی کشیده امسال؟

مامان: حلال زاده به خانواده پدریش رفته دیگه

بابا: خب بسه دیگه آخر شبی شروع نکن، ااااا، بابایی من که همین جمعه این حرف ها رو باهت کار کردم تو این هفته که همشو اشتباه نوشتی... اینا چیه...!؟ پس من چی با تو کار کردم!؟ "صابون" رو که با "س"نوشتی! "قصه" رو که با "غ" نوشتی...! من اینا رو با تو کار کرده بودم...

مامان: خب پس من چی مگم یه ماهه... سال تموم شد این آقازاده دیکته ش درست نشد. معلمش گفته ببرین پیش مشاور.

بابا: من خودم بهتر از مشاورا می فهمم. یه دفعه موبایل رو از دستش بگیری یه ماهی هم پای کامپیوتر نشینه درست میشه.

مامان: نه بابا میگن بیش فعالی داره ولی میگن از نوع کم توجهیه.. نگاه کن مثل خنگا میمونه انگار هیچی یاد نگرفته از اول سال همین جوری نوشته.

ببین مثل "قصه" و "صابون" تو هر دیکته اش چند تا داره. ماشاء الله یکی دو تا و پنج تا نیست که یه مرکز مشاوره بردم گفتند دستش کنده ماهیچه ها و مفاصل بند بند انگشتاش ضعیفه؛ پای یه تکلیف برای پنج دقیقه دقت نداره، مدام سرش می چرخه، چشماش اینور و اونوره.

مشاورش می پرسید به صدا هم عکس العمل نشون میده مثلا زنگ در... یه رفت و آمد تو خونه؟ گفتم خانم دکتر دلت خوشه ها...! یه مگس کافیه بیاد رد بشه، اصلا یه پشه، تا صداش نکنم دوباره حواسش جمع نمیشه.

مشاورش پرسید این حالت ها رو هر روز داره؟ یا گاهی وقتاست؟

گفتم: ای بابا... کاش یه روز نباشه من نفس راحتی بکشم.

مشاورش گفت: میدونی که شدت و تعداد یه رفتار برای ما مهمه؟ که اگه زیاد تکرار بشه و شدت داشته باشه یعنی یه خطری بیخ گوشتون هست؟

تا الان کجا بودین؟ این بچه مبتلا به نقص توجه و تمرکزه

بابا: حالا چی کار  کنیم؟

مامان: گفتن باید هم تمرین بدیم برای مهارت های یادگیریش هم بهتره نوروفیدبک کار کنیم، یه جور ورزش ذهنی که می تونه تمرکز رو بالا ببره یعنی اگه پای کامپیوتر حواسش نباشه امتیاز تکلیفش رو نمیگیره، براش جذابه و این باعث میشه حواسشو جمع کنه، میگن یه چیزایی می بندن رو سرش که امواج مغزی رو که مسئول تمرکز و دقته رو مانیتور می بینن 15 تا 30 جلسه این کار رو انجام میدن و یه سری تمرینات برای دستش بدین، هر دو کار کمک می کنه تمرکزش بره بالا منتها به شرطی که

 1-جلسات رو منظم بیاین

2- از فرصت تابستون بیشترین استفاده رو ببرین چون سال بعد با کلمه های جدید تر آشنا میشه که یه دفعه افت میکنه.


 


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

ابزار وبمستر